ابراهيم عاملي ( موثق )

343

تفسير عاملي ( فارسي )

خدا كوشيدند و هم آنان كه مسلمانان را به خانه هاى خود جاى دادند و ياريشان كردند اينان همگى دوست يكدگرند ليكن آن كسان كه مؤمن شدند و هجرت نكردند شما را با دوستى آنان كارى نباشد مگر وطن خود رها كنند [ و نزد شما به مدينه آيند ] و اگر در كار دين ز شما يارى خواستند بر شما است كه يارىشان كنيد مگر با گروهى در جنگ باشند كه ميان شما و آنان پيمان باشد . و خدا به آنچه كنيد بينا بود 73 و آن كسان كه كافرند دوست يكدگرند و اگر شما مسلمانان آن كار نكنيد [ كه دوست و ياور يكدگر نباشيد ] آشوب و تباهى بزرگ مىشود [ كه مسلمانى به سر آيد و مردم به روش گذشته باز گردند ] 74 و آن كسان كه مؤمن شدند و ترك وطن كردند و جهاد در راه خدا كردند و هم آنها كه مهاجرين را به خانه ى خود بردند و يارى كردند همگىشان به درستى مؤمن هستند و براىشان آمرزش است و روزى ارجمند دارند 75 و آن كسان كه بعد از آن مؤمن شدند و هجرت كردند و به كمك شما با كافران جنگيدند آنها از دسته ى شما هستند ، و بدانيد : خويشاوندان در كتاب خدا [ و سرنوشت خوشبختى شما ] دسته اى ز آنان از دسته ى دگر جلو باشند [ و در يارى و بهره مندى ز يكدگر يكسان نباشند ] كه البتّه خدا به همه چيز دانا است [ و به مصلحت فرمان مىكند ] . سخن مفسّرين : « ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَه أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ » 67 طبرى : چون اسيران بدر را به حضور پيغمبر ( ص ) آوردند در كار آنها با اصحاب مشورت كرد : ابو بكر گفت : اينها خويشان تو هستند ، آزادشان كن شايد خداوند بيامرزدشان . عمر گفت : اينها بد كردند و تو را در بدر كردند همه را بكش عبد اللَّه ابن رواحه گفت : در يك دره ى پر هيزم آنها را جمع كن و آتش بزن ، آن حضرت چيزى نفرمود و داخل خيمه شد و هر كسى چيزى گفت و طرفدار يكى شد آنگاه بيرون آمد و فرمود : بعضى دلها از شير نرمتر است ، و بعضى از سنگ سختتر ، پس از آن فرمود : امروز شما مردمى فقير هستيد ، اين اسيران بايد فدا بدهند و يا كشته شوند عبد اللَّه مسعود گفت : در اين موقع من عرض كردم : مگر سهيل بن بيضا كه من شنيدم زمزمه ى اسلام داشت پيغمبر ص چيزى نفرمود و من از اين سخن خود به قدرى ترسيدم